پاسخ‌های ایمنی شرطی‌شده: گفت‌وگوی ذهن و بدن با سیستم ایمنی

پاسخ‌های ایمنی شرطی‌شده: گفت‌وگوی ذهن و بدن با سیستم ایمنی

پاسخ‌های ایمنی شرطی‌شده

نقطه‌ی آغاز بسیاری از پژوهش‌ها درباره‌ی تعامل میان سیستم عصبی و ایمنی، مطالعه‌ی پاسخ‌های شرطی‌شده‌ی سیستم ایمنی بود. در سال ۱۹۷۵، رابرت آدر و همکارانش آزمایشی انجام دادند که مسیر تازه‌ای را در این حوزه گشود. در آن آزمایش، به گروهی از موش‌ها ماده‌ی سرکوب‌کننده‌ی ایمنی (سیکلوفسفامید) تزریق شد و هم‌زمان، آب آشامیدنی حاوی ساخارین در اختیارشان قرار گرفت. بعدها، حتی زمانی که فقط آب ساخارین به موش‌ها داده شد، بدون تزریق دارو، باز هم پاسخ ایمنی‌شان کاهش یافت.

این یعنی بدن، طعم ساخارین را با سرکوب ایمنی مرتبط کرده بود؛ پاسخی ایمنی شرطی‌شده شکل گرفته بود. جالب اینجاست که بیش از صد سال پیش، سِر ویلیام اوسْلِر، پزشک برجسته‌ی جان هاپکینز، بیماری‌ای را توصیف کرده بود که با استشمام یک گل رز مصنوعی دچار حمله‌ی آسم شده بود؛ پدیده‌ای که حالا می‌دانیم می‌تواند حاصل شرطی‌سازی باشد.

شرطی‌سازی ایمنی و محور HPA

آزمایش آدر، نخستین اثبات علمی شرطی‌سازی پاولوفی در زمینه‌ی ایمنی بود. پس از آن، پژوهش‌های بسیاری انجام شد که نه‌تنها سرکوب ایمنی شرطی‌شده را نشان دادند، بلکه تقویت ایمنی شرطی‌شده را نیز بررسی کردند. حتی با استفاده از همان ماده‌ی سیکلوفسفامید و محرک‌هایی مثل طعم یا بو، می‌توان پاسخ ایمنی را تقویت کرد.

بیشتر مطالعات اولیه بر سرکوب ایمنی تمرکز داشتند. محرک‌های منفی می‌توانند سطح گلوکوکورتیکوئیدها را افزایش دهند و در نتیجه، سیستم ایمنی را سرکوب کنند. این یافته‌ها، نقش محور هیپوتالاموس–هیپوفیز–آدرنال (HPA) را به‌عنوان مسیر اصلی تعدیل عصبی سیستم ایمنی برجسته کردند؛ مسیری که در فصل بعدی، یعنی فصل استرس، بیشتر بررسی خواهیم کرد.

فهرست نوروپپتیدهای مغزی

در ادامه، فهرستی از نوروپپتیدهایی که در مغز یافت شده‌اند ارائه می‌شود. این مواد از منابع مختلفی مانند هیپوتالاموس، هیپوفیز، دستگاه گوارش، قلب، و حتی سیستم ایمنی منشأ می‌گیرند. برخی با روش‌های شیمیایی، و برخی دیگر با مطالعات ایمونولوژیکی کشف شده‌اند. این فهرست کامل نیست، و بدون شک در آینده، نوروپپتیدهای بیشتری شناسایی خواهند شد.

دستهنمونه‌ها
هورمون‌های آزادکننده‌ی هیپوتالاموسCRH، TRH، GnRH، سوماتوستاتین، دوپامین
هورمون‌های گوارشیگاسترین، CCK، ماده P، انسولین، گلوکاگون، موتیلین
هیپوفیز قدامیLH، α-MSH، TSH، FSH، GH، PRL، ACTH
فاکتورهای رشدIGF-II، FGF، فاکتور رشد اندوتلیال
هیپوفیز خلفیوازوپرسین (ADH)، اکسی‌توسین، نوروفازین‌ها
سایر نوروپپتیدهاکاروزین، بینید خواب، CGRP، نوروزیتید Y، تیموزین
اپیوئیدی‌هادینورفین، بتا اندورفین، مت‌انکفالین، لئو انکفالین
قلبی–عروقیپپتید ناتری‌اورتیک دهلیزی، انژیوتانسین II، بومبسین، برادی‌کینین

*نکته: بیاکان، یک نوروپپتید تازه‌کشف‌شده است که در کنترل تعادل انرژی در هیپوتالاموس نقش دارد (منبع: کولی‌یر و همکاران، ۲۰۰۰).

سیستم ایمنی به‌عنوان اندام حسی

تا همین چند دهه‌ی پیش، تصور عمومی این بود که انتقال‌دهنده‌های عصبی و گیرنده‌های آن‌ها فقط در مغز وجود دارند. اما حالا می‌دانیم که بسیاری از این مولکول‌ها در سلول‌های ایمنی نیز یافت می‌شوند. حتی فراتر از آن، شواهد نشان می‌دهد که عملکردهای ایمنی می‌توانند در خود مغز رخ دهند.

برای مثال، گیرنده‌های GABA و بنزودیازپین که در مغز برای آرام‌سازی و تنظیم هیجان به کار می‌روند بر روی سلول‌های ایمنی نیز کشف شده‌اند. این یعنی همان مولکول‌هایی که در مغز برای تنظیم هیجان فعال‌اند، می‌توانند عملکرد ایمنی را نیز تعدیل کنند. این، پایه‌ی فیزیولوژیکی تأثیر ذهن بر بیماری است.

مسیرهای ارتباطی CNS و سیستم ایمنی

سیستم عصبی از طریق رشته‌های عصبی سمپاتیک با سیستم ایمنی ارتباط برقرار می‌کند. این رشته‌ها شامل نورآدرنرژیک‌ها، کولینرژیک‌ها و پپتیدرژیک‌ها هستند و به اندام‌های ایمنی اولیه و ثانویه متصل‌اند. انتقال‌دهنده‌های عصبی، پیش از ارسال پیام، باید توسط سیستم ایمنی فعال شوند یعنی سیستم ایمنی در تنظیم و پردازش پیام نقش دارد.

مغز از طریق CNS می‌تواند عملکرد ایمنی را تعدیل کند. سلول‌های میکروگلیا در مغز، عملکرد فاگوسیتیک دارند و مهاجمان را پاکسازی می‌کنند. بیشتر این تعدیل‌ها از طریق محرک‌های محیطی و مسیرهای ANS انجام می‌شود.

مغز، پاسخ‌دهنده‌ی مستقیم به ایمنی

فعال‌سازی CNS توسط سیستم ایمنی، ساختارهای قدیمی‌تر مغز مانند سیستم لیمبیک را درگیر می‌کند. برای فعال‌سازی، محرک ایمنی باید از آستانه‌ای مشخص عبور کند. پس از آن، CNS واکنش‌های نورواندوکرین را آغاز می‌کند.

برای مثال، اپی‌نفرین و نوراپی‌نفرین در مغز می‌توانند اثرات تقویت‌کننده بر ایمنی داشته باشند، در حالی که در محیط، اغلب سرکوب‌گرند. این اثرات توسط سایتوکاین‌هایی مانند IL-1 و IL-2 تقویت می‌شوند. به همین دلیل، برخی محققان سیستم ایمنی را «اندام حسی» نامیده‌اند چون مثل چشم یا گوش، اطلاعات را از محیط دریافت کرده، تحلیل می‌کند و به مغز می‌فرستد.

شواهد تجربی از وابستگی متقابل

پژوهش‌های هوگو بسدوفسکی و همکارانش در آلمان نشان دادند که در زمان اوج پاسخ آنتی‌بادی، نرخ شلیک عصبی در هیپوتالاموس افزایش می‌یابد و سطح نوراپی‌نفرین کاهش می‌یابد. ده سال بعد، پژوهش دیگری این الگو را تأیید کرد—نشان داد که مغز، نه‌تنها از طریق هورمون‌ها، بلکه از طریق فعالیت الکتریکی، به سیستم ایمنی پاسخ می‌دهد.

نوروپپتیدها و تنظیم هموستاز ایمنی

سلول‌های ایمنی می‌توانند نوروپپتیدهایی را سنتز و ترشح کنند که نقش مهمی در حفظ هموستاز ایمنی دارند. این مولکول‌ها نه‌تنها بر عملکرد سلول‌های ایمنی اثر می‌گذارند، بلکه می‌توانند بر بافت‌ها و اندام‌های نورواندوکرین نیز تأثیر بگذارند. سیستم‌های بدن، گیرنده‌هایی برای ترکیبات مشترک دارند—ترکیباتی که می‌توانند از سیستم ایمنی، غدد درون‌ریز، استرس یا سیستم عصبی منشأ بگیرند.

سخن پایانی

شما با مطالعه‌ی این مقاله با مفهوم پاسخ‌های ایمنی شرطی‌شده آشنا شدید؛ پدیده‌ای که نشان می‌دهد ذهن و بدن در سطحی عمیق با یکدیگر در ارتباط‌اند. و حالا می‌دانید که سیستم ایمنی نه‌تنها دریافت‌کننده‌ی پیام‌های عصبی و هورمونی است، بلکه خود نیز می‌تواند پیام تولید کند، آن‌ها را پردازش کند، و به مغز ارسال کند.

شما دریافتید که سلول‌های ایمنی، گیرنده‌هایی برای انتقال‌دهنده‌های عصبی دارند، و حتی می‌توانند نوروپپتیدهایی را ترشح کنند که در تنظیم هموستاز بدن نقش دارند. همچنین فهمیدید که مغز، از طریق فعالیت الکتریکی و هورمونی، به پاسخ‌های ایمنی واکنش نشان می‌دهد—و این تعامل، نه‌تنها در سطح سلولی، بلکه در رفتار، حافظه، و سلامت روان نیز اثرگذار است. این مقاله نشان داد که سیستم ایمنی، نه‌تنها یک مدافع، بلکه یک اندام حسی هوشمند است که با ذهن و بدن در گفت‌وگویی دائمی قرار دارد.

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

دکتر کامران جلالی وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *